او يك سال‌نامه‌ٴ دريايي تأليف كرد كه در آن مواضع سيارات در سال‌هاي 1292 ـ 1311، تعيين شده بود، و در 1296، يك تقويم هميشگي به نام ملكه ماري فرانس (همسر دوم و بيوه‌ٴ فيليپ سوم‌؛ ملكه از 1274 تا 1321) تنظيم كرد.
در زيج سيارات تأليف 1292، او از زيج‌هاي سابق انتقاد مي‌كند، يعني از زيج بطليموس‌، اسكندريه‌، تولوسا، و طليطله (نه زيج آلفونسي‌، كه احتمالاً آن را مي‌شناخته‌) با اين همه‌، اصلاحاتي كه در اين زيج انجام داده است فقط جنبه‌ٴ تجربي داشته‌، نه علمي‌.
تقويم ملكه ماري ساعتي را مشخص كرده است كه در سال 1296، خورشيد وارد هر يك از برج‌هاي فلكي مي‌شود و حاوي جدولي است كه امكان انجام همان كار را براي چهار سده‌، مي‌دهد (دو سده‌ٴ قبل و دو سده‌ٴ بعد از سال 1296). اين تقويم نخستين قدم در معرفي ارزش‌ عملي فوق‌العاده‌ٴ پژوهش علمي بود. آيا اين ناشي از نفوذ بيكن بود يا نشانه‌ٴ تغيير زمانه‌؟
به عقيده‌ٴ زينر، اين گيوم (برآمدنش 1292 ـ 1294)، استاد و رئيس سن كلودِ پاريس داراي‌ تبار انگليسي بود، و از اين رو، او را ويليام انگليسي مي‌نامد، و مي‌گويد كه او تقويمي براي ملكه‌ اليزابت استخراج كرده (؟).

اخترشناس بالدوين دوم كورتِنايي‌

رساله‌ٴ اخترگويي بزرگي به نام مدخل اخترشناسي را اخترگوي ناشناسي در حدود 1270، براي‌ بالدوين دوم كورتِنايي‌1 به گويش ايل دوفرانس نوشت‌. اين بالدوين آخرين امپراتور مهم لاتيني‌ قسطنطنيه بود (از 1228 تا 1273 كه در واقع از 1240 تا 1261 قدرت داشت‌). به دنبال آن‌ منظومه‌اي است در اخترگويي در 394 بيت به زبان فرانسه‌. اين رساله و منظومه هر دو متعلق به‌ يك نفر است و احتمالاً موٴلف هر دو يك تن بوده است‌.
اينها به دو دليل جالب است‌. نخست بدان سبب كه به زبان فرانسه نوشته شده‌اند. دوم‌، به‌ خاطر عقب‌ماندگي فوق‌العاده‌شان‌. آنها معرف اخترشناسي آن عصر نيستند، بلكه بازتابي هستند از صداهاي دور سنتي متروك‌؛ موٴلف صريحاً و دقيقاً اظهار مي‌كند كه بهرام و ناهيد به گرد خورشيد مي‌چرخند. ممكن است اين را تقدم ناقصي بر كُپرنيك شمرد، ولي در واقع اثري از نجوم ماقبل بطليموس است‌. مدخل اخترشناسي سنت هراكليدس پونتوسي (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهارم ق م‌) را دنبال مي‌كند، كه خالكيديوس‌، ماكروبيوس‌، كاپلا، و تا حدي كمي علماي مدرسه‌ٴ شارتر از قبيل ويليام كونكزي حفظ كرده بودند.


Baldwin II of Courtenay .1